ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٩٥ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
ميگفت: هنگامى كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از دنيا رفت، حضرت رضا ٧ ببازار رفت و سگ، برّه، و خروسى خريد و بخانه برد، مأمور هارون كه در مدينه كارهاى حضرت را زير نظر داشت به هارون گزارش داد كه علىّ بن موسى ببازار رفته و چنين چيزهائى را براى خود خريدارى كرده است، هارون گفت: از جانب او در امان شديم (يعنى فهميديم كه خيال حكومت ندارد و حضرت اين كار نامناسب با شأن خويش را كرد و خود مباشر خريد سگ و گوسفند و خروس شد كه افكار از او منصرف شود تا توهّم نكنند او در فكر سلطنت است، و بدين كار از شرّ هارون در أمان باشد)، بعدا زبيرى كه خود مأمور دستگاه و كارمند امنيّت بود سعايت كرد و در نامه ديگرى به هارون نوشت كه علىّ بن موسى در خانه خويش را بروى مردم گشوده و آنان را به امامت خود دعوت مىكند، هارون گفت: عجيب است اين مرد (يعنى همان مأمور خودش زبيرى)! خود نوشته بود كه علىّ بن موسى شخصا بيرون رفته و برّه و سگ و خروس خريد و بعد نامه مينويسد كه او مردم را به امامت خود دعوت مىكند!! دلالت ديگر:
٥- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از