ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٥٥ - باب ٦٦ ثواب زيارت امام على بن موسى الرضا
شده و اندوهى گران او را فرا گرفت و بيتاب شد و بيادش آمد كه رشتهاى از آن جبّه نزد اوست، آن را بياورد و دو چشم جاريه را در اوّل شب با آن ببست و چون صبح شد چشمان كنيز ببركت حضرت رضا- ٧- از اوّل بهتر و سالمتر شده بود.
نويسنده كتاب- رحمه اللَّه- گويد: من اين خبر را در اين باب آوردم چون متضمّن ثواب زيارت آن حضرت بود و خبرى از دعبل در باره قائم ٧ است كه مىآيد.
٣٥- احمد بن زياد همدانىّ- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از عبد السّلام بن صالح روايت كند كه گفت: از دعبل بن علىّ شنيدم ميگفت:
چون براى حضرت رضا ٧ اين قصيده را خواندم كه مطلع آن اين بود:
|
مدارس آيات خلت من تلاوة |
و منزل وحى مقفر العرصات |
|
[١]
[١]- ترجمه بيت گذشت ولى آن مطلع قصيده نيست، بلكه مطلعش اين شعر است:
\sُ تجاوبن بالارنان و الزّفرات\z نوائج عجم اللّفظ و النّطقات\z\E نوحهگران الفاظ و كلام و گفتگو، خود بشيون و فغان و ناله در آيند در دادن پاسخ.