ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٣ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
در ميان شما مبعوث نمىشدم البته عمر مبعوث ميشد.
مأمون گفت: اين نيز محال و ممتنع است، زيرا كه خداى تعالى در قرآن فرموده: إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ- نساء: ١٦٣، و نيز فرموده: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ (يادآور اى محمّد هنگامى را كه ما از پيمبران پيمانشان را و از تو نو نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم عهد و ميثاق گرفتيم براى رسالت- احزاب: ٧)، پس آيا جايز است كسى كه ميثاق و عهدى براى نبوّت او در كار بوده بپيغمبرى نرسد، و براى آنكه پيمانى نبوده بپيغمبرى برسد؟
فرد ديگرى گفت: رسول خدا در روز عرفه بعمر نظرى افكند و لبخندى زد، و فرمود: خداوند تبارك و تعالى ببندگان خود بطور كلّى مباهات ميكند ولى به عمر بطور خصوصى.
مأمون گفت: اين هم نشدنى است، چرا كه خداوند پيامبرش را كنار نمىگذارد و بعمر بخصوص مباهات كند و به رسولش در عموم مردم، و اين روايات عجيبتر از روايات شما نيست كه ميگوئيد: رسول خدا فرمود: من وارد بهشت شدم صداى كفشى شنيدم چون نظر كردم ديدم بلال غلام ابو بكر قبل از