ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٨٦ - باب ٦٩ - معجزاتى كه از مزار آن حضرت ظاهر شده و استجابت دعا در آن بقعه
نياورد، پس من قصد زيارت آن حضرت كردم و چون بدان جا آمدم در حرم را بسته و قفل شده ديدم، با خداى خود گفتم: پروردگارا! اگر امر رضا حق است اين در را باز كن، آنگاه با دست بر در زدم در گشوده شد، در دل گفتم: شايد اين در قفل نبوده و من اشتباه كردم، پس در را بستم آنچنان كه بدون كليد بازشدنش امكان نداشت، آنگاه گفتم: خداوندا! چنانچه امر امامت رضا حقّ است اين در را براى من بگشا، سپس دست بر در گذاردم و فشار دادم، در باز گرديد و من داخل شدم و زيارت كردم و نماز زيارت خواندم، و در امر آن بزرگوار دلم بيدار شد و آگاهى يافتم، و از آن پس در هر شب جمعه از نوقان بزيارت آن حضرت ميروم و در آنجا نماز مىخوانم، تا اين زمان.
٢- باز همان شخص طائىّ گويد: از ابو منصور بن عبد الرّزاق شنيدم به حاكم طوس كه معروف به بيوردى است ميگفت: آيا تو فرزندى دارى؟ او ميگفت: نه، ابو منصور به او ميگفت: پس چرا بزيارت مشهد رضا ٧ نميروى و در آنجا دعا نميكنى تا اينكه خداوند پسرى روزى و نصيب تو گرداند؟ من در آنجا (مشهد رضا ٧) دعاها كردم و از خداوند عزّ و جلّ چيزها خواستم همه