ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٠ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
آن بندهاى خريد و آزاد كرد، پس رسول خدا ٦ از اين عمل مسرور گشت.
١٦٢- و بهمين اسناد از آن حضرت روايت كرده كه علىّ بن الحسين عليهما السّلام راجع به آيه شريفه لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ در باره يوسف، فرمود: زليخا زن عزيز برخاست و پارچهاى بر روى بت افكند، يوسف پرسيد: اين كار را براى چه كردى؟ گفت: از اينكه اين بت، ما را ببيند شرم دارم، يوسف بدو گفت: آيا تو از چيزى كه نمى شنود و نمى بيند و نمى فهمد و نميخورد و نمىآشامد (مجسّمهاى بيش نيست) شرم ميكنى، و من خداوندى را كه انسان را آفريده و به او آموخته، آزرم نداشته باشم؟! اينست معنى گفتار خداوند كه فرموده: لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ يعنى چنانچه اين برهان ربّ را نديده بود (مراد آنست كه همين كه ديد براى او كافى بود).
١٦٣- و بهمين اسناد از آن حضرت روايت كرده كه علىّ بن الحسين عليهما السّلام هر گاه بيمارى كه صحّت و سلامتى خود را بازيافته بود مشاهده مىكرد، مىفرمود: گوارا باد ترا اين پاك شدن از گناهان! ١٦٤- و بهمين اسناد از آن حضرت روايت كرده كه علىّ بن الحسين عليهما السّلام فرمود: مردم سه چيز را از سه كس آموخته و فرا گرفتهاند: صبر را از ايّوب ٧،