ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٩٢ - باب ٣٣ ذكر آنچه آن حضرت
هدر نرود.
شرح: «براى ثابت شدن جرم قتل سه راه موجود است: اوّل: اقرار قاتل؛ و آن با شرائطى كه دارد يك بار كافى است. دوم: بيّنه دو شاهد عادل مرد اگر موجب قصاص باشد، و دو زن و يك مرد اگر موجب ديه باشد، سوم: قسامه؛ و آن در جاييست كه قرائن و أمارات دلالت كند كه فلانى قاتل است، ولى متّهم اقرار نكند، و شاهدانى نيز نباشند كه شهادت دهند، امّا سابقه دشمنى و ارعاب و بودن آلت قتل در دست متّهم و خون آلود بودن جامه او و مانند آن كه در شرع آن را «لوث» گويند موجود باشد و براى ولىّ مقتول از آن قرائن علم حاصل شود كه قاتل كيست، ولى قاضى نمىتواند حكم بقصاص كند مگر با قسامه و آن چنانست كه از اولياء مقتول در قتل عمد پنجاه، و در خطا بيست و پنج نفر سوگند ياد كنند كه قاتل همو است، آنگاه قاضى حكم را صادر مىكند.
و چون غالبا ميان قاتل و مقتول دشمنى وجود داشته، و خويشاوندان اطّلاع از اين دشمنى داشتهاند، پس هر گاه قتل واقع شود قرينهاى هست كه فلان كس او را كشته است، و نيز همه يا بيشتر فاميل و دوستان از دشمنى قاتل با مقتول كم و بيش اطّلاعى دارند و در مقام اثبات جرم بر قاتل حاضرند سوگند ياد كنند، و قاتل را قصاص كنند، در اين صورت كسى كه بخواهد ديگرى را بقتل رساند ميداند كه سابقه او با مقتول معلوم است، و اين كار اگر عملى شود آن جماعت سوگند مىخورند و او را محكوم و قصاص مىنمايند، لذا اين مسأله موجب مىشود كه اقدام بقتل نكند و مانع او باشد از ريختن خون».
و امّا علّت بريدن انگشتان دست راست در دزدى بدان جهت است كه وى با