ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٨ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
پيغمبر از پيش خود او را دعوت به اسلام كرد، پس اين خلاف آنست كه خداوند رسولش را بدان وصف نموده، در آنجا كه ميفرمايد: «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» (من از آنان نيستم كه بخود بندى داشته باشم) و در سخن ديگرش كه فرمود:
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى (از روى هوى و هوس چيزى نمىگويد، و نمىگويد مگر همان كه به او وحى مىشود- نجم: ٣ و ٤)، و چنانچه از طرف خدا بود، پس خداوند امر كرده بود كه علىّ را از ميان همه كودكان مردم برگزيند و به اسلام دعوت كند، و لذا از روى آگاهى و اطمينان به تأييد خداوند متعال او را دعوت كرد.
و يك جهت ديگر، بمن بگوئيد: آيا خداوند حكيم و دانا ممكن است مخلوق خود را تكليف بكارى كند كه طاقت آن را نداشته باشد؟ اگر بگوئيد:
آرى، پس كفر ورزيدهايد، و اگر بگوئيد: نه، پس چگونه جايز است كه امر كند پيامبرش را به دعوت كردن كسى كه امكان پذيرش آن را ندارد براى كمى و نارسائى سنّش، و ناتوانى كه از پذيرفتن حكم دارد.
باز جهت ديگر: آيا ديدهايد كه رسول خدا ٦ احدى از كودكان