ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٥٣ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
سپس مأمون گفت: اى اسحاق! آيا تو از آنان نيستى كه شهادت مىدهند آن «عشره مبشّره» در بهشتند؟ گفتم: آرى، گفت: بمن بگو اگر مردى منكر بود و ميگفت نمىدانم اين خبر صحيح است يا نه: يعنى خبر
«عشرة من اهل- الجنّة»
(و بعد نام ده تن از صحابه را در آن برده است) آيا او را نزد خود كافر ميدانى؟ گفتم: نه، گفت: اگر بگويد: نميدانم كه سوره هل أتى از سورههاى قرآن است يا نه، او را كافر ميدانى؟ گفتم آرى، گفت: پس من فضل اين مرد (يعنى علىّ) را افزون مينگرم (كه هر كس در فضل او كه قرآن است ترديد كند كافر است، امّا اگر در فضل عشرة كه حديث است ترديد كند كافر نميشود).
آنگاه گفت: اى اسحاق، مرا از حديث «طير مشوىّ» (مرغ بريانى كه براى رسول خدا آوردند و از خدا خواست كه محبوبترين و بهترين خلقش را با او در آن شريك گرداند و خداوند علىّ را هم خوراك او كرد) خبر ده كه آيا در نزد تو صحيح است؟ گفتم: آرى، گفت: بخدا سوگند كه عناد تو ظاهر شد و خود اعتراف كردى، امر از اين سه حال خالى نيست، اينكه با دعاى پيغمبر ٦ او مقبول افتاد يا مردود؟ يا اينكه خداوند فاضل و بهترين خلق را شناخت ولى مفضول و كهتر در نزد او محبوبتر بود، و يا اينكه اساسا خداوند فاضل و مفضول را تشخيص نمىداد و نمىشناخت، بگو كدامين قسم از اين اقسام در