ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠١ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
بشود بدون اينكه براى خود مراقبى بينديشد و پاسبانى بر خود در نظر بگيرد، در اين صورت نابودى همه مردم است، و (بالنتيجه) بر يك ديگر برجهند، و بزور و تزوير از زنان كام گيرند بحرامى، و اموال و ثروت را بتاراج ببرند، و ريختن خون ديگران، و بهرهگيرى از زنان غير را مباح شمرند، و برخى برخى را بدون جرم و بناحقّ بقتل رسانند، و در اين خود خرابى دنيا و نابودى خلق، و فساد و تباهى كشتها و نسلها است، و از جمله آن علل يكى اينست كه خداوند عزّ و جلّ حكيم و درستكار است، و حكيم نباشد و وصف بحكمت نگردد مگر آن كس كه از فساد منع كند و بصلاح و درستى امر نمايد، و از ظلم و ستم جلوگيرى، و از زشتكاريها نهى كند، و منع از فساد و امر بصلاح و درستى و جلوگيرى از زشتكاريها ممكن نيست مگر پس از اقرار بخداوند عزّ و جلّ و شناخت و آگاهى از امركننده و بازدارنده، و چنانچه مردم بدون اقرار و ايمان بخداوند عزّ و جلّ و شناخت او رها مىشدند، امر بكار درست و نهى از اعمال نادرست ثابت نبود، زيرا امركننده و باز دارندهاى كه بشناسند در كار نبود، و نيز ما مىيابيم كه مردمى در نهانى و پنهان كارهاى فاسد را دور از ديده ديگران انجام ميدهند، پس اگر اقرار بپروردگار عزّ و جلّ و ترس از او در نهان نباشد هر كس در خلوت و نهان بشهوترانى خود و هر چه هوايش طلب كند بدون