ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٩١ - باب ٣٣ ذكر آنچه آن حضرت
و علّت اينكه در كليّه مرافعات حقوقى آوردن دليل و شاهد با شخص ادّعاكننده است، و سوگند بر مدّعى عليه جز قتل كه بعكس است سوگند با مدّعى است، و آوردن دليل و شاهد بر مدّعى عليه و متّهم، و اين بخاطر اينست كه مدّعى عليه منكر است و او را امكان شاهد آوردن نيست، چون انكار امرى است مجهول، امّا در قتل امرى معلوم، و مسلمانان در آن احتياط و دقّت دارند و بدون رسيدن و آگاهى شهادت نمىدهند و خون هيچ كس نبايد پامال شود، و اين خود جلوگير و مانع اينست كه قاتلى مجازات نشود، لذا اگر كسى خيال كشتن كسى را داشته باشد بايد بداند ديگران دشمنى او را با فلانى ميدانند و اگر متّهم بقتل او شد هيچ كس از آشنايان به براءت او شهادت نخواهد داد، و براى متّهم، آوردن شاهد امرى صعب بلكه محال است، لذا در صدد قتل بر نمىآيد چون شاهدى بر رفع اتّهام پيدا نخواهد كرد مگر بسيار بندرت.
امّا علّت قسامه (كه آن سوگند ياد كردن اولياى مقتول است كه فلان كس مقتول را كشته است، و اگر آنان از ياد كردن سوگند امتناع ورزيدند) از كسان متّهم پنجاه تن قسم ياد كنند كه ما قاتل را نمىشناسيم، متّهم از آن برى است، و اين بجهت آنست كه سختگيرى باشد در امر قتل و احتياط گردد كه خونى