ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٢٨ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
١٦- باز بيهقىّ از صولى بسند متن نقل كرده كه چون با حضرت بولايتعهدى بيعت كردند، مردم اجتماع كرده او را تهنيت مىگفتند، حضرت بآنان اشاره كرده سكوت كنند، سپس بعد از استماع تهنيت آنان فرمود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سپاس خداوندى را كه آنچه بخواهد انجام ميدهد بر حكمش كسى را حقّ اعتراض نيست، و قضايش را احدى توان ردّ كردن نخواهد بود، ميداند خطاى ديدهها و نهانشده در دلها را، و درود خداوند بر محمّد در اوّلين و آخرين مخلوقات و بر آل و فرزندان پاك و پاكيزهاش، آنگاه فرمود: من علىّ بن موسى بن جعفرم و ميگويم كه امير مؤمنين (مأمون) كه خداوند در درستكارى او را يارى كند، و او را براه راست موفّق دارد، از حقوق ما خاندان حقّى را شناخت كه ديگران آن را نشناختند، و رحمى را كه ديگران قطع كرده بودند، وى وصل نمود، و نفوسى را كه با ترس و وحشت ميزيستند امان داد و مطمئن ساخت، بلكه زنده گردانيد، و از مردگى و يأس نجات بخشيد، و آرامش داد، و نيازمندشان را اگر بود بىنياز كرد، در همه اين امور رضايت پروردگار خود را ميخواست، از كسى جزاى عمل نمىخواست مگر از