ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٦١ - باب ٥٧ سخنان آن حضرت
است: من بر شما ولايت يافتم و امّا بهترين شما نيستم، و آنكه پس از وى بود در بارهاش گويد كه بيعت با اوّلى اشتباه بود، هر كس بمثل اين كار بعد از اين رفتار كند او را بكشيد، بخدا سوگند نپسنديد و راضى نبود براى كسى كه عمل آنان را تكرار كند مگر بقتل و كشته شدن! پس كسى كه بهترين مردم نيست- در حالى كه بهترى نخواهد بود مگر بصفات و خصوصياتى كه يكى از آنها علم است، و يكى جهاد و كوشش و ديگر فضائل و در او نبود- و هر كس بيعت با او بامامت لغزش و اشتباه باشد كه موجب كشتن كسى باشد كه مثل آن را تكرار كند، چگونه امامتش براى ديگران مورد قبول باشد و وضع او اين باشد؟ سپس خود روى منبر گفت: مرا شيطانى است كه بر من عارض مىشود هر گاه او از طريق مستقيم مرا بكجى كشانيد شما مردم مرا براه راست آوريد، و هر گاه خطائى از من سرزد ارشادم كنيد، بنا بر اين اينان بقول خودشان امام نيستند چه راست بگويند چه دروغ، يحيى ديگر جوابى نداشت، و مأمون در عجب شد و عرضكرد يا ابا الحسن در روى زمين كسى نيست كه اين طور نيكو سخن گويد جز شما! مترجم گويد: «بايد توجه داشت كه مقصود از نقل اين روايات اثبات