ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠٦ - باب ٤٣ اشعارى كه در باره حلم و سكوت در مقابل جاهل و ترك عتاب دوست و جذب دشمن تا آنكه دوست شود، و پرده پوشى فرموده است
در آمده و بر وى غالب شدهام، و او را زير بار عفو و بخشش برده گرانبار نمودهام.
٢- و هر كس اعمال زشت دشمن خويش را با عفو و احسان و نيكى از خود دفع نكند، او انعام و بخشش يا بردبارى را از مقام بالاترى فرانگرفته و نياموخته است (مراد از مقام بالا يعنى از قرآن كه فرموده است: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ يا مراد امير المؤمنين علىّ ٧ ميباشد كه بضرورت قافيه شعر ياء افتاده است، يا مراد رسول خدا است كه در فتح مكّه همه دشمنان خونى خود را بخشيد و جملگى يار او شدند).
٣- و من براى برطرف كردن ماجراى بگو مگو و كشمكش و اختلاف ميان دو تن راهى سريعتر و زود نتيجه دهندهتر از مودت و مهربانى با شتاب نديده ام.
مأمون گفت: بسيار خوب بود. بفرمائيد شعر از كيست؟ امام پاسخ داد: از يكى از جوانان ما است، عرضكرد: بهترين شعرى كه در سرّپوشى است برايم بگو. امام اين شعر را خواند:
|
و إنّى لأنسى السّرّ كي لا أذيعه |
فيا من رأى سرا يصان بان ينسى |
|
تا آخر سه سطر كه در متن آمده است و ترجمهاش اينست:
١- مرا رسم اينست كه سر ديگرى را فراموش كنم تا مبادا شايع گردد، پس از آنكه از كسى سرّى دارى آن را به فراموشى سپار (نتيجتا) آن (سرّ) محفوظ خواهد ماند.
٢- اين بفراموشى سپردن از آن جهت است كه مبادا آن بياد من آيد، و دلم آن را بر اطراف خود افكند.