ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥١٧ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
رسول خدا ٦ باشد فرموده است، على بن ابى حمزه گفت: آيا از اين قوم (يعنى بنى العبّاس) بر خود نمىترسى؟ امام فرمود: اگر از اينان بترسم عليه خود، ايشان را اعانت كردهام زيرا كه ابو لهب نزد رسول خدا ٦ آمد و او را تهديد كرد، و آن حضرت ٦ در پاسخ ابو لهب فرمود: اگر من از ناحيه تو كوچكترين خدشهاى فكر كنم، پس من كذّاب خواهم بود، و در نبوّت خود دروغگويم، و اين اوّلين نشانهاى بود كه رسول خدا ٦ بنمود. و از براى شما (واقفيّه) اين نيز اوّلين نشانه و علامت من است كه اگر از جانب هارون كوچكترين صدمهاى بمن برسد من دروغزن و مدّعى دروغين باشم، حسين بن مهران گفت: زمانى آنچه ما ميخواهيم آوردهاى كه رسما امامت خود را آشكارا اعلام نمائى، امام ٧ در پاسخ او گفت: تو نظرت چيست؟ آيا ميخواهى من خود نزد هارون بروم و باو بگويم من امامم و تو هيچ كارهاى؟ رسول خدا ٦ در ابتداى دعوتش چنين كارى نكرد، و جز اين نبود كه خويشان و هواداران و افراد مورد اعتمادش را از نبوّت خود آگاه كرد و آنان را به اسلام دعوت نمود نه همه مردم را، و شما امامت را براى پدران من كه قبل از من بودهاند پذيرفتهايد، و قائل هستيد كه علىّ بن موسى از روى تقيّه حيات پدر خويش را انكار مىكند و