ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٧١ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
مأمون گفت: از آن جهت كه خداوند اطاعت فرد مجهولى را واجب نميسازد، زيرا آن ممتنع است يعنى شدنى نيست، و اگر طاعت كسى را واجب ساخت آن كس بايد معيّن و مشخص باشد، پس ناچار بايد رسولش او را بمردم معرّفى كند بطور واجب و ضرورى تا قطع عذر كند، و عذرى ميان خداوند و بندگانش باقى نماند، آيا نمىبينى كه اگر خداوند بر مردم روزه يك ماهى از سال را واجب كند امّا آن ماه را معيّن نكند، و نشانهاى براى آن ندهد، و بعهده بندگان گذارد كه خود با عقلشان آن ماه كه خدا در نظر دارد و روزهاش را فرض و واجب كرده است بشناسند و از ماههاى ديگر بعقل خود آن را مشخّص كنند ديگر به ارسال رسول و فرستادن پيغمبر، خلق احتياجى نداشتند و نيز از امامى كه از ناحيه پيغمبر بآنان خبر دهد.
شخصى ديگر از علماى مجلس گفت: از كجا ثابت ميدارى كه على در روز دعوت پيامبر ٦ بالغ بود، با آنكه مردمان گفتهاند او در آن هنگام كه به ايمان دعوت شد، كودك بود و بسنّ مردان نرسيده بود و نه حكمى داشت و نه مكلّف ساختن او جايز بود، و نه بسن مردان مكلّف رسيده بود، مأمون گفت: از اين راه ثابت ميكنم كه مطلب از اين خالى نبود كه در آن وقت يا علىّ صلاحيّت