ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢٨ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
خواستند مرا از مدينه بيرون كشند همه خانواده خود را گرد خود نشاندم و گفتم براى من گريه كنند تا صداى گريه آنان را بر خودم بشنوم، و سپس دوازده هزار دينار سهم نزد من بود ميان ايشان تقسيم كردم و گفتم ديگر باز نخواهم گشت.
دلالت ديگر:
٢٩- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از شخصى بنام ابو محمّد غفارىّ روايت كرد كه گفت: بدهكارى سنگينى پيدا كرده بودم، و با خود گفتم: هيچ كس غير از مولا و آقايم ابو الحسن ٧ نيست كه براى اداى دينم بمن كمكى كند، چون آفتاب برآمد بدر خانه آن حضرت رفتم و اذن طلبيدم، بمن اجازه ورود مرحمت فرمود، چون بر او داخل شدم گفت:
اى ابا محمّد حاجتت را دانستيم و بر ماست كه دينت را ادا كنيم، چون شام گشت و طعامى براى افطار آوردند و صرف كرديم فرمود: اى ابو محمّد امشب ميمانى يا بمنزلت باز ميگردى، عرض كردم: اى سرور من اگر حاجتم را روا سازى بهتر ميدانم بروم، گويد: حضرت از زير فرش مشتى زر بمن داد، و چون