ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٣٩ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
كرد كه سوار شود و بنماز عيد رود، و خود حضرت با مردم روبرو شده و خطبه بخواند تا همه مطمئنّ گردند و آرامش دل يابند، و مقام فضل و دانش او را بشناسند، تا دلها بر اين دولت مبارك قرار گيرد و از اضطراب بيرون آيد.
حضرت (در جواب) كسى را فرستاد و بمأمون پيام داد كه تو از جريانى كه در شروط ميان من و تو گذشت باخبرى و ميدانى كه من با چه قيد و قرارى در اين امر داخل شدم، مأمون پاسخ داد كه من نظرم اينست كه دلهاى همه مردم از عامّه و لشكرى و كشورى همه از اضطراب بيرون آيد و راسخ گردد، و بفضل و بزرگوارى كه خداوند بتو ارزانى داشته است اقرار كنند، و اين گفتگو همچنان ادامه داشت تا بالاخره امام ديد مأمون سخت پافشارى ميكند گفت: اى امير اگر مرا از اين كار عفو كنى البتّه بيشتر دوست دارم، لكن اگر نميپذيرى پس ناچارم كه من مانند رسول خدا ٦ و علىّ بن ابى طالب نماز را انجام دهم، مأمون گفت: هر طور كه مايل باشى مانعى نيست. سپس سران سپاه و مأموران و مردم را فرمان داد كه بامداد در خانه علىّ بن موسى باشند، مردم همگى اطراف خانه آن حضرت را پر كردند، و كوچهها و راهها همه مملوّ از زن و مرد و كودك گرديده بود، و همه نشسته و انتظار حضرت را داشتند و مأموران انتظامى همه گرد خانه