ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٦٣ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
اطاعت وى را مىنمايند و اين موجب نشد كه خود، پيامبر تعيين نكند و كسى نفرستد، و علّت ديگر اينكه اگر امر كند كه خود مردى را اختيار كنند از دو حال خارج نيست، يا همه را امر كرده و يا بعضى را، اگر همه را امر كرده باشد پس همگى مأمورند بديگرى رأى دهند و در اين صورت مختار كه باشد؟ و اگر برخى را امر كرده كه انتخاب كنند نه همه را، اين نيز از اين حال خارج نيست، مىبايد آن بعض مشخص و داراى علامتى باشند، پس اگر گوئى آنان فقهايند، پس بايد مشخّصات فقيه و علائمش معلوم باشد.
يكى ديگر از حاضران گفت: روايتى از رسول خدا ٦ رسيده است كه فرمود: هر چه را مسلمانان نيكو و صحيح بدانند همان در نزد خداوند درست و نيكو است، و آنچه را كه بد و زشت بدانند، همان نزد خداوند زشت و قبيح است، مأمون گفت: در اينجا ناچاريم بدانيم مراد همه مؤمنين بوده يا بعض از آنان، پس اگر همه مراد باشند چنين چيزى نشدنى است، زيرا همه ممكن نيست در امرى اجتماع كنند، و اگر بعضى از ايشان مراد باشند ما مىبينيم كه هر گروه در باره صاحب خود بخوبى روايت ميكنند مانند شيعه كه در باره علىّ همه خوبيها را روايت كردهاند، و حشويّه (غير شيعه) در باره غير علىّ آن