ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٤٤ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
نمودند، پس من آب بر خود ريختم و غسل كردم و پيراهن و شلوار سفيدى بتن كردم و چهار ركعت نماز بجاى آوردم و در آن آنچه از قرآن ياد داشتم قراءت كردم، و خداوند متعال را خواندم و بدو پناه بردم و با او عهد و پيمان محكم بستم با خلوص نيت كه اگر خداوند امامت و امارت را نصيب من گرداند و در مشكلات و سختيهاى اين امور مرا كفايت كند و پشتيبان من باشد، من حقّ را بصاحب حقّ دهم و امر امامت را در جايگاه خودش بنهم همان جائى كه خداوند قرار داده است، سپس دلم آرام گرفت و اندوهم زائل شد. سپس طاهر (بن الحسين ذو اليمينين) را بسوى علىّ بن عيسى بن ماهان گسيل داشتم، و كار او با طاهر بدان جا كشيد كه كشيد و چنان شد كه شد، و باز هرثمة بن اعين را بسركوبى رافع [بن ليث بن نصر بن سيّار] فرستادم، بر او ظفر يافت و او را كشت، و نيز صاحب سرير را بصلح خواندم، و هدايائى براى او فرستادم و با او بمهر رفتار كرده تا او از مخالفت دست برداشت و براه آمد، و پيوسته امرم تقويت يافت تا بدينجا رسيد كه با برادرم محمد امين چنين شد، و خداوند امر خلافت را يكسره در اختيار من نهاد و بر آن استيلايم داد، و امر من استوار گرديد، و چون پروردگارم بآنچه من درخواست داشتم وفا نمود، من نيز دوست