ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٤٢ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
تو وصىّ و وارث آنانى و علم ايشان نزد توست، و مرا بسوى تو حاجتى است، فرمود: بگو چه حاجت دارى، عرضكردم اين كنيزم «زاهريّة» كه در صفا و حسن و اخلاق برگزيده و خاصّ من است، و بر او كسى را مقدّم نميدارم، چند بار تاكنون آبستن شده و سقط نموده، و اكنون هم حامله است، مرا راهنمائى كن به چيزى كه او را معالجه كند تا سالم شود و فرزندش را بىآفت بزايد، فرمود: از اينكه سقط ميكند نگران مباش، چون او شفا مىيابد و پسرى مىآورد كه شبيهترين مردم است بمادرش و انگشت كوچكى در دست راست، زائد دارد بدون بند، و نيز در پاى چپش انگشتى بدون بند زياده است، من در قلبم گفتم:
خداوند بر هر چيزيى تواناست، كنيز مزبور پسرى زائيد كه از هر كس بمادرش شبيهتر بود، و در دست راستش انگشت كوچكى روئيده بود كه داراى بند نبود، و همچنين در پاى چپش انگشتى زياده بود كه بند نداشت همان طور كه حضرتش ٧ فرموده بود. پس كيست كه مرا ملامت كند در اينكه او را علم نمودم و نشانهاش قرار دادم. (راوى گفت:) در اين حديث مطالب بيشترى بود كه من آن را كوتاه كردم، و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم.