ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١٨ - باب ٤٤ در ذكر اخلاق حميده و عبادت و صفات پسنديده آن حضرت
سخت و ناگوار بود، و من همه آرزويم اين بود كه از آنجا بيرون شوم، تا اينكه مرا بجدّ تو عبد اللَّه بن عبّاس بخشيد، چون به منزل او آمدم گويا به بهشت شدهام. صولىّ گويد: من در عقل و سخاوت دست هرگز زنى را مانند جدّه خود نديدم، وى در سال دويست و هفتاد فوت كرد و نزديك بيكصد سال عمر نمود، و مردم زياد از او وضع حضرت رضا ٧ را مىپرسيدند، در پاسخ آنان مىگفت: چيزى از وى ياد ندارم مگر اينكه مىديدم كه خود را بعود هندى خام بخور ميداد، سپس با گلاب و مشك خود را خوشبو ميكرد، و نماز صبح را اوّل وقت انجام ميداد و بعد بسجده مىرفت و سر بر نمىداشت تا آفتاب بالا مىآمد، آنگاه بر ميخاست و به نياز مردم مىنشست، و يا سوار مىشد، و احدى در خانه او قدرت صدا بلند كردن نداشت هر كس كه بود، و غير اين نبود كه با مردم بنرمى و آهسته و شمرده سخن ميگفت.
و جدّم عبد اللَّه به اين كنيز تبرّك ميجست، و همان روزى كه وى را بدو بخشيدند با او تدبير كرد؛ يعنى قرارداد بست كه وى پس از مرگ او آزاد باشد،