ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١٧ - باب ٤٤ در ذكر اخلاق حميده و عبادت و صفات پسنديده آن حضرت
پدرش از جدش جعفر بن محمّد عليهم السّلام روايت كرده كه ميفرمود: فردى كه از من حاجتى مىطلبد، من به رفع نياز و انجام كار او مبادرت و سرعت مىكنم زيرا كه خوف آن دارم كه وى بىنياز شود، و من دير برسم، و حاجتش از طريق ديگرى روا شده باشد.
مترجم گويد: «چنان كه مشهود است اين حديث با عنوان باب مناسبتى ندارد، و بايد در اخلاق امام صادق ٧ ذكر شود، و به چه وجه در اينجا آمده معلوم ما نشد جز اينكه بگوئيم همه ائمّه اهل البيت عليهم السّلام در اخلاق يكى بودند و كلّهم نور واحد».
٣- بيهقىّ گويد: محمّد بن يحيى صولى گفت: مادر پدرم كه نامش غدر يا غدرا بود براى من نقل كرد كه من با عدّهاى كنيز در كوفه خريدارى شديم و من در آنجا بدنيا آمده بودم، و ما را سواره بسوى مأمون بردند، و ما در خانه مانند بهشت مأمون از خوردنى و آشاميدنى و بوى خوش و پول فراوان كاملا بهرهمند بوديم، و مأمون مرا بحضرت رضا ٧ بخشيد وقتى بخانه آن بزرگوار رفتم همگى آن نعمتها را از دست دادم، و زنى را بر ما گماشتند كه مربّيه ما بود و شبها ما را از خواب بيدار مىكرد و به نماز واميداشت، و اين كار بسيار بر ما