ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠٣ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
و چنانچه واجب نبود بر ايشان كه خداى را بشناسند و طاعت او را گردن نهند در بعثت و آمدن پيغمبران فائدهاى نبود، و حاجتى را بر نمىآورد و نيازى را برطرف نمىكرد، بلكه آمدن ايشان بيهوده و بدون سود و صلاح بود، و اين از صفات حكيمى كه همه چيز را در كمال اتقان و نظم آفريده است بدور است.
و اگر [كسى] پرسد: چرا اولى الامر قرار داد و طاعتشان را واجب فرمود؟
بپاسخ گفته مىشود: براى علّتهاى بسيار، كه از آن جمله آنكه: مردم همين كه در قانون، حد معيّن و مشخّصى برايشان معلوم شد، و مأمور بودند كه از آن تجاوز ننمايند تا بفساد كشيده شوند، اين امر مسلّم و ثابت نشود و بوقوع نپيوندد جز اينكه فرد شايسته و امينى بر آنان گمارده شود تا وى ايشان را از تعدّى و تجاوز از قانون جلوگير باشد و نگذارد در ممنوعات داخل شوند و بفساد گرايند، زيرا اگر اين چنين نبود، هيچ كس از آنچه در آن لذّت خود را مىيافت و منفعتى براى خويش در آن مىديد و لو بفساد ديگرى تمام شود دست بر نميداشت و خوددارى نمىنمود، پس خداوند براى آنان قيّم و سرپرست قرار داد تا آنان را از تباهى جلوگيرى كند و در صورت تخلّف عقوبت نمايد و حدّ زند و احكام را برقرار دارد.