ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٧٦ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
كرد كه گفت: شنيدم شخصى از حضرت رضا ٧ نقل ميكرد كه آن بزرگوار ميگفت: خدا را شكر كه براى ما نگهداشت آنچه را كه اين مردم ضايع كردند، و بلند نمود ما را هر قدر كه مردم پست كردند، تا بدان جا كه هشتاد سال متمادى ما را بر منابر كفر، لعن و دشنام دادند، و تمام فضائل ما را كتمان نمودند، و مالها خرج كردند كه بر ما دروغ بندند، و خداوند تعالى جز رفعت و بزرگى شأن و شهرت فضائل ما چيزى ديگر نخواست، بخدا سوگند اين ظلمى كه بما شد، براى خود ما نبود، بلكه بدشمنى با رسول خدا ٦ بود و چون ما با وى قرابت داشتيم مورد اين ستمها واقع شديم (يعنى اگر خويشى با آن حضرت نداشتيم كارى بما نداشتند، و بدشمنى او با ما اين طور رفتار كردند) كه كار بدان جا كشيده كه پس از ما امر ما و رواياتى كه از رسول خدا نقل كردهايم بزرگترين آيات و براهين نبوّت او خواهد شد.
٢٦- باز بيهقىّ از صولىّ از غلابىّ از احمد بن عيسى بن زيد نقل كرد كه گفت: مأمون دستور كشتن مردى را داد، مرد گفت: مرا مكش چون مرا شكرى است، يعنى خدمتى انجام دادهام، مأمون گفت: تو خود كه باشى تا شكرت؟
علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام فرمود: اى امير المؤمنين تو را بخدا سوگند ميدهم كه