ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢٧ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
ابى كثير روايت كرد كه گفت: چون موسى بن جعفر عليهما السّلام وفات كرد، مردم در امر او متحيّر ماندند و بعد از او به امامى قائل نشدند، و من در آن سال بحجّ رفتم و ناگاه حضرت رضا ٧ را ملاقات كردم، بدلم خطور ميكرد كه آيا در امامت موسى ٧ باقى بمانم يا اين شخص كه فرزند اوست امام زمان من است؟ و با خود ميگفتم: «أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ» (آيا از بشرى مانند خودمان متابعت كنيم) تا من در اين افكار بودم آن حضرت چون برقى جهنده بر من گذر كرد و فرمود: من بخدا سوگند آن بشرى هستم كه بايد او را متابعت و پيروى كنى، گفتم: از خداى تعالى و تو پوزش ميطلبم و عقيدهام را بشما ميسپارم، فرمود:
بخشيده شده باشى.
و بهمين سند بيش از يكنفر از مشايخم اين حديث را براى من از محمّد ابن ابى عبد اللَّه كوفىّ نقل كردهاند.
دلالت ديگر:
٢٨- جعفر بن نعيم شاذانىّ- رحمه اللَّه- بسند مذكور در متن از حسن بن- علىّ وشّاء روايت كرد كه گفت: حضرت رضا ٧ برايم نقل كرد: هنگامى كه