ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٢٢ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
آل پيغمبر عليهم السّلام افرادى هستند كه دامنشان از هر گناه و آلودگى پاك و مطهّر است (به آيه تطهير) و درود و سلام و صلوات بر ايشان است هر گاه ذكرشان بميان آيد (آيه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِ) و هر آن كس را كه تبارش را ياد ميكنى چنانچه علوى نباشد، در قديم الأيّام براى او افتخارى نبوده است، خداوند عزيز هنگامى كه بندگانش را آفريد با چنين اتقان و نظم و ويژگى از ميان همه مخلوقاتش شما خاندان آل محمّد را برگزيد و در ميان همه، شما را انتخاب كرد، اى مردمان! شمائيد آن ملأ اعلى، و نزد شما است علم كتاب خدا (يعنى قرآن) و آنچه از سورهها آمده است.
چون امام ٧ اين بشنيد: فرمود: ابياتى سرودى كه تاكنون ديگران نياورده بودند، آنگاه غلامش را فرمود: آيا از مخارج ما چيزى با تو اكنون هست؟ غلام گفت: سيصد دينار، فرمود: آن را به وى ده، سپس گفت: شايد آن را اندك شمارد، اى غلام آن استر را هم باو عطا كن.
چون سال دويست و يكم هجرىّ برآمد، اسحاق بن موسى بن عيسى بن موسى امير الحاجّ شد و با مردم بحجّ رفت و در خطبهاش مأمون را بخلافت و علىّ بن موسى الرّضا را بولايتعهدى دعا كرد، و از مستمعين حمدويه بن علىّ بن عيسى بن ماهان بمخالفت بپاخاست، و اسحاق بن موسى لباس رسمى خود را كه سياه بود طلبيد و آن را نيافت پس پرچم سياهى برگرفت و بخود پيچيد، و خطاب بمردم گفت: أيّها النّاس! آنچه من گفتم طبق مأموريتى بود كه