ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٦٦ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
كسى ديگر گفت: پس از چه رو امامت را پس از رحلت آن حضرت ٦ از براى علىّ واجب گردانيدى؟ مأمون گفت: چون او از كودكى با ايمان پا بعرصه وجود نهاد مانند پيغمبر ٦ بسوى ايمان و بيزارى از ضلالت و گمراهى كسانش (از قريش) كه آنها را دليلى بر بتپرستى نبود و بدون حجّت و دليل راه ضلال مىپيمودند، و براى اجتناب او از شرك، زيرا كه شرك ظلم است، و ظالم امام نيست، و كسى كه بت پرستد باجماع مسلمين امام نخواهد بود، و هر كس بت پرستيد دشمن خدا را بجاى خدا گرفته است و حكم او حكم كفر است باجماع امّت كه شهادت ميدهند بر كافر بودن او تا اينكه شهادت ديگرى دهند كه اكنون كافر نيست و كسى كه يك مرتبه محكوم عليه واقع شد و ديگران بر عليه او شهادت دادند جايز نيست بعد حاكم واقع شود، پس فرقى ميان حاكم و محكوم عليه باقى نخواهد ماند.
يكتن ديگر از اصحاب كلام گفت: پس چرا علىّ با ابو بكر و عمر و عثمان بجنگ برنخاست، چنان كه با معاويه مقاتله كرد؟ مأمون گفت: اين سؤال درست نيست، زيرا كه سؤال از عمل مثبت ميكنند نه از عمل منفى، يعنى اگر