ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٢٥ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
مگر با كسانى كه او را نمىشناختند، و با آنان شرط مىكرد كه او خدمت ديگران را در تمامى احتياجاتشان بعهده داشته باشد. و يك بار با مردمى مسافرت اين چنينى كرد و مردى حضرت را شناخت و به آن قوم كه با آن حضرت بودند گفت:
آيا ميدانيد اين شخص كيست؟ گفتند: نه، گفت: اين علىّ بن الحسين ٧ (زين العابدين) است، جماعت روى پاى حضرتش ريختند و دست و پاى او را بوسيدند و عذر خواستند و گفتند: يا ابن رسول اللَّه آيا ميخواهى ما بآتش جهنّم بسوزيم، و اگر خداى نكرده جسارتى از ما نسبت بتو سر زند آيا تا دنيا باقى است ما هلاك نخواهيم شد؟! چه چيز باعث شده است كه خود را معرّفى نمىكنى؟ حضرت فرمود: من بيم آن رفتارى را دارم كه با من قبلا انجام شده است، (و شرح آن اين است كه) با قومى مسافرت كردم، آنان به احترام رسول خدا ٦ با من نوعى رفتار كردند كه من استحقاق آن را نداشتم، پس از اين رو كتمان امر خودم را بيشتر دوست دارم-. [اين خبر در پارهاى از نسخ مخطوط نبود] ١٣- بيهقىّ بسند مذكور در متن از هارون فروىّ روايت كرد كه چون خبر ولايتعهدى حضرت رضا ٧ در مدينه بما رسيد عبد الجبّار بن سعيد (والى مدينه) در خطبهاى اين امر را بر مردم ابلاغ كرد، بدين ترتيبى كه در