ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٢ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
بود، و اگر بفكر و انديشه خود چنين گفت، پس فكر را در اين مقام راهى نيست.
و اگر غير صادق باشد، محال است چنين فردى دروغزن متولّى أمر مسلمين باشد و ولىّ امر آنان گردد و حدود الهى را بپاى دارد.
كسى ديگر از اصحاب حديث گفت: از پيامبر ٦ رسيده است كه فرمود:
«ابو بكر و عمر سيّدا كهول أهل الجنّة»
: ابو بكر و عمر پيران اهل بهشتند.
مأمون گفت: اين حديث محال است، زيرا كه در بهشت پيرمرد نيست، و روايت است كه پيرهزنى كه او را «أشجعيّه» ميگفتند نزد پيامبر ٦ بود آن حضرت فرمود: پيرهزن داخل بهشت نمىشود، پيره زال گريست، رسول خدا ٦ باو فرمود: همانا خداوند متعال ميفرمايد: إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً عُرُباً أَتْراباً: ما ايجاد ميكنيم زنان را ايجادى چنان، و همه را بكر و دختر و دوشيزگان قرار ميدهيم، پس اگر گمان كردهايد كه ابو بكر تنها جوان مىشود در هنگام ورود به بهشت، و در حالى كه خود روايت كردهايد كه رسول خدا ٦ به حسن و حسين گفت كه آنان آقاى جوانان بهشتيند در ميان جميع خلق، و پدرشان از آن دو بهتر است.
مردى ديگر گفت: از رسول خدا ٦ روايت شده است كه فرمود: اگر من