ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٤١ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
متن از محمّد بن عبد اللَّه[١] هاشمى روايت كرد كه گفت: من روزى بر مأمون وارد شدم، مرا بنشاند، و ديگران را فرمانداد بيرون رفتند، و طعام طلبيد، و با هم صرف كرديم، و بعد خود را خوش بو و پاكيزه نموديم، آنگاه امر كرد پردهاى زدند و رو كرد بكسى كه در پشت پرده بود و گفت: ترا بخدا سوگند شعرى كه در رثاى (مرثيه) آنكه در طوس بود و از دنيا رفت خواندهاى را برخوان، زنى شروع كرد بخواندن: گوارا باد براى طوس و آن كس كه در آن رحل اقامت افكند از خاندان مصطفى رسول خدا ٦ كه غروب كردنش اينجا براى ما حزن و ماتم بپا كرد.
راوى گفت: مأمون پس از شنيدن اين مرثيه گريست، و مرا گفت: اى عبد اللَّه! آيا مرا اهل بيتم و اهل بيت تو سرزنش مىكنند كه علىّ بن موسى الرّضا را در اينجا علم و شاخصى نهادم؟! بخدا سوگند براى تو حديثى نقل كنم كه از آن بشگفت آئى، روزى نزد وى رفتم و گفتم: قربانت گردم پدرانت موسى بن جعفر و جعفر بن محمّد، و محمّد بن علىّ و علىّ بن الحسين عليهم السّلام بودند، و نزد آنان بود علم آنچه گذشته و آنچه تا روز قيامت خواهد شد. و اكنون
[١]- در غالب نسخ پدر بجاى پسر و پسر بجاى پدر ثبت شده، و شخص مزبور محمّد بن عبد اللَّه افطس ميباشد كه در اغلب نسخ اشتباه ثبت شده است.