ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٨٦ - باب ٤١ طلب باران حضرت - بدرخواست مأمون - و نشاندادن قدرتهاى الهى در اجابت دعاى او و هلاكت و رسوائى مخالفان و منكران شخصيت او
نكنيد، تا اينكه براى بار يازدهم ابرى پديد آمد، در اين بار امام فرمود: اين ابر را خداوند عزّ و جلّ بسوى شما برانگيخته پس او را بجهت تفضّلى كه بر شما كرده است سپاس گوئيد، اكنون برخيزيد و بقرارگاهها و منزلهاى خود برويد، و اين ابر بالاى سر شما است و نميبارد تا بخانه و منازل خود برسيد آنگاه باريدن ميگيرد، و آن مقدار بر شما خير ميبارد كه شايسته كرم خداوندى است، و سزاوار شأن و جلال اوست. اين بگفت و از منبر بزير آمد، و مردم بازگشتند، و ابر همچنان بود و نمىباريد تا همگان نزديك منازل خود شدند، آنگاه بشدّت شروع بباريدن نمود، و رودها و استخرها و گودالها و صحراها را همگى آب فرا گرفت، و مردم شروع كردند به تبريك و تهنيت گفتن به فرزند رسول خدا ٦ بسبب كرامتى كه خداوند عزّ و جلّ بدو مرحمت فرموده است، و ميگفتند:
گوارا باد او را اين كرامت! آنگاه حضرت ميان جمعيّت آمدند و مردم بسيارى حاضر شدند، آنگاه فرمود: ايّها النّاس! از خدا بترسيد و نعمتهاى او را قدر بدانيد و بنافرمانى كردن، نعمتها را از خود گريزان ننمائيد، بلكه (نعم الهى) را بطاعت و بندگى و شكرگزارى بر آنها و بر عطاياى پى در پى خداوندى، دائمى و هميشگى