ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٩٥ - باب ٦٩ - معجزاتى كه از مزار آن حضرت ظاهر شده و استجابت دعا در آن بقعه
سجدهشان طولانى شد تا اينكه آن مرد سر از سجده برداشته و غلام خود را در حال سجده ديد، او را بخواند، غلام سر از سجده برداشت، و گفت: لبّيك آقاى من چه مىفرماييد؟ مرد گفت: ميخواهى تو را آزاد كنم؟ آيا در سجدهات (همين را) از خدا خواستى؟ غلام گفت: بلى، مرد گفت: ترا در راه خدا آزاد نمودم، و آن كنيزى كه در بلخ دارم نيز آزاد كرده براى خشنودى خداوند بتو تزويج نمودم و مهريّه او را فلان مبلغ معيّن براى او از جانب تو بر ذمّه گرفتم، و فلان ملك كه در فلان محلّ دارم براى شما دو تن و اولادتان نسلى بعد از نسل وقف كردم، و اين امام را شاهد گرفتم، غلام شروع كرد بگريستن و سوگند ياد كرد و گفت: بخداوند تعالى و اين امام بزرگوار قسم كه من در سجدهام چيزى جز اين كه شده است از خدا نخواسته بودم، و اكنون سرعت اجابت دعا را دريافتم.
٨- ابو عليّ معاذيّ گويد: ابو نصر مؤذّن كه از اهل نيشابور بود براى من نقل كرده گفت: بمرضى سخت مبتلا شدم چندان كه زبانم سنگين شده و قدرت تكلّم را از دست دادم، با خود فكر كردم بزيارت عليّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام روم