ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢٤ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
لعنتشان كند، اگر زنده بود ميراثش را تقسيم نمىكردند و زنانش بشوهر نمىرفتند، و لكن او بخدا سوگند طعم مرگ را چشيد، همچنان كه (جدّش) علىّ بن ابى طالب ٧ چشيد، جعفر نوفلىّ گويد: عرضكردم تكليف من چيست؟ فرمود: بر تو باد پس از مرگ من به فرزندم محمّد، امّا من خواهم رفت و بازگشتى براى من نيست، مبارك باد قبرى كه در طوس است، با دو قبر در بغداد، گويد: عرضكردم يكى را ميشناسم (يعنى قبر موسى بن جعفر عليهما السّلام)، آن ديگر كجاست؟ فرمود: بزودى آن را خواهيد شناخت (مراد از دو قبر در بغداد قبر پدرش و قبر فرزندش حضرت جواد عليهما السّلام است)، آنگاه گفت: قبر من و گور هارون الرّشيد اين چنين است- و دو انگشت خود را بهم چسبانيد-.
دلالت ديگر:
٢٤- حسن بن احمد بن ادريس- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از حمزة بن جعفر ارّجانى روايت كرد كه گفت: هارون از مسجد الحرام از يك در خارج شد و حضرت رضا ٧ از در ديگر، و از روى عبرت به هارون گفت:
چقدر خانه دور است و ملاقات در طوس نزديك!! اى طوس، اى طوس! بزودى من و او را در يك جا خواهى آورد.