ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٧١ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
- يعنى بتو عطا كردم چنين و چنان از اموال و اراضى و قدرت و آنچه او از دنيا آرزو كند- ذو الرّياستين گفت: يا امير المؤمنين! لازم است خطّ ابو الحسن در اين نامه بوده باشد، و او همانچه شما مرحمت فرموديد او نيز بپذيرد، زيرا او وليعهد شماست، مأمون گفت، تو ميدانى كه ابو الحسن با ما شرط كرده است كه در اين امور دخالتى نداشته باشد و رتق و فتقى با او نباشد، ما از او نميتوانيم چيزى را كه او مكروه دارد بخواهيم، تو خود از او طلب كن اميد است او بر تو ردّ نكند اين خواسته را، ذو الرّياستين آمد و اذن ورود از حضرت خواست، ياسر خادم گويد: حضرت بما فرمود: دور شويد و ما دور شديم، او داخل شد و در مقابل آن جناب ايستاد، و پس از مدّتى حضرت سربلند كرد و پرسيد: اى فضل حاجتت چيست؟ فضل گفت: اى آقاى من اين ورقه امانى است كه امير المؤمنين براى من نوشته است، و شما سزاوارتريد كه مانند او بمن مرحمت فرمائيد، زيرا شما ولى عهد مسلمين ميباشيد، امام ٧ فرمود آن را قراءت كن، فضل