ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٥٩ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
حقّى واجب نگردانيده است؟ گفتم: مردم مىگويند رسول خدا ٦ اين كلام را بسبب زيد بن حارثه فرمود (و مراد اين بود كه: هر كس من اكنون ولايت او را دارم، پس از من علىّ ولى و سرپرست اوست و او زيد بن حارثه بود كه مولاى پيغمبر بود و ولايت او را پس از خود به علىّ داد)، پرسيد: اين كلام را در كجا و چه وقت رسول خدا گفت؟ گفتم: هنگامى كه از حجّة الوداع باز ميگشت در غدير خم، گفت: زيد بن حارثه در كجا بقتل رسيد؟ گفتم: در مؤته؟ گفت: آيا زيد بن حارثه پيش از غدير خم كشته نشده بود؟ گفتم: آرى، گفت: بگو اگر فرزند پانزده ساله تو بگويد: مردم! بپذيريد كه غلام من از آن پسر عمويم ميباشد، آيا تو از اين كلام فرزندت رنج ميبرى و آن را ناخوش ميدارى يا نه؟ گفتم آرى مكروه ميدارم، گفت: فرزند ترا منزّه ميدارى از چيزى كه پيغمبر ٦ از آن منزّه نمىبود، واى بر شما كه فقهاى خود را ارباب خود گرفتهايد، خداوند در باره نصارى ميفرمايد: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (مسيحيان دانشمندان و رهبانان خود را خدايان خود گرفتهاند- توبه: ٣٢)، در حالى كه بخدا سوگند از براى آنان روزه نمىگرفتند و نماز نمىخواندند، و ليكن هر چه آنان مىگفتند اينان اطاعت مىكردند آنگاه گفت: آيا اين حديث كه رسول خدا ٦ بعلىّ گفت:
«انت منّى