ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢٣ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
سپاس گفتم و حمد بسيار كردم، آنگاه بر حضرت وارد شدم، چون مرا ديد فرمود: آنچه از صبيح شنيدى براى ديگران قصّه مكن و باز مگوى جز از براى كسى كه خداوند قلب او را بمحبّت و ولايت ما آزموده باشد، عرضه داشتم اى آقاى من فرمانتان را اطاعت ميكنم، فرمود: اى هرثمه! مكر اينان بما ضررى نمىرساند تا اينكه اجل مكتوب بسر آيد و پيك مقصود سر رسد[١].
دلالت ديگر:
٢٣- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از جعفر ابن محمّد نوفلىّ روايت كرد كه گفت: من در قنطره أربق (شهرى است در خوزستان كه آن را اربك گويند) خدمت حضرت رضا ٧ رسيدم و سلام كردم و در كنار آن حضرت نشستم و عرضكردم قربانت گردم، مردمى در اين نواحى هستند كه ميپندارند كه پدرت حيات دارد، فرمود: دروغ مىگويند، خدا
[١]- بايد دانست كه قتل هرثمة بن اعين بنا بر آنچه مؤرّخان نوشتهاند قبل از ورود حضرت ٧ بر مأمون بسال ٢٠٠ هجرى بوده، يعنى پيش از آنكه مأمون امر به احضار على بن موسى عليهما السّلام بنمايد او در زندان مأمون كشته شده، در زمانى كه هنوز امام ٧ از مدينه خارج نشده بود. و به اتّفاق مؤرّخان در سال ٢٠١ آن حضرت را از مدينه از طريق بصره به خوزستان آورده و از آنجا از راه بيابان به نيشابور، و از آنجا به مرو بردند.