ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٣١ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
او آورند، و اين فرمان در سال دويست هجرى صدور يافت. و چون آن حضرت را در مرو نزد مأمون آوردند، مأمون او را بوليعهدى خود برگزيد و پس از خود جانشين خويش قرار داد، و دستورى صادر كرد كه لشكريان را هر يك مئونه و حقوق يك سال تمام عطا كنند، و اين مطلب را به تمام بلاد اسلامى نوشت و بهمه استانداران ابلاغ كرد، و حضرت را به «رضا» موسوم كرد، و سكّه از نقره خادم بنام آن حضرت زده و مردمان را امر كرد كه لباس سياه كه شعار عبّاسيان است از تن بيرون كنند و بجاى آن لباس سبز در بر كنند، آنگاه يكى از دختران خود را كه امّ حبيب نام داشت بوى تزويج كرد، و دختر ديگرش امّ فضل را بفرزند آن حضرت محمّد الجواد ٧ تزويج نمود، و خود پوران دختر حسن بن سهل سرخسى را بزوجيّت خويش درآورد، و باعث اين تزويج عموى دختر فضل بن سهل سرخسى بود، يعنى اين عمل كار فضل بن سهل بود، و همگى اين امور در يك روز انجام شد، و ليكن مأمون خوش نميداشت كه امر خلافت پس از وى بحضرت برسد.
محمّد بن يحيى الصولىّ گفت: صحيح بود آنچه را عبيد اللَّه بن عبد اللَّه بن- طاهر برايم نقل كرد بطرق مختلف كه از آن جمله اينكه عون بن محمّد از فضل بن أبي سهل نوبختى (يا برادر فضل بن سهل) روايت كرد كه گفت: