ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٦٤ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
خوبيها را روايت كردهاند، پس از كجا ثابت مىشود آن امامتى كه شما اراده كردهايد؟! شخص ديگرى گفت: بنا بر اين جايز است فكر كنى كه اصحاب پيامبر خطا كردند؟ گفت چطور فكر كنيم آنان خطا كرده و بر ضلالت اجتماع نمودند در حالى كه بنا بگمان تو امامت را نه فرض ميدانستند و نه سنّت، چرا كه تو گمان ميكنى امامت نه از جانب خدا واجب شده است و نه از جانب رسول خدا سنّت، بلكه باختيار مردم است، پس چگونه خطا خواهد بود چيزى كه نه واجب است و نه سنّت؟
ديگرى گفت: اگر شما امامت را براى علىّ درست ميدانيد نه غير او برهانتان را اقامه كنيد:
مأمون گفت: من مدّعى اين نيستم بلكه مقرّ باين عقيده هستم و بر مقر دليل نيست، و مدّعى آن كس است كه مىپندارد كه كار بدست او است و او متولى عزل و نصب است و اختيار همه بدست اوست، و بيّنه و شاهد خالى از اين نيست كه يا از همرديفان او باشد، مانند ابو بكر و عمر و عثمان و طرفداران ايشان كه همگى با او دشمنند، و يا از غير ايشان كه كسى جز اينان نيستند و شهادتشان هم ثمرى ندارد در مقابل اين همه مخالف، حكم نبودن و عدم دارد، پس چگونه بر اين مطلب ميتواند شاهد آورد؟.