ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٣٥ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
مدح علىّ بن موسى گفته است بخطّ او و غير او نزد من موجود است اگر از مطالبه دست برندارد جمله را نزد متوكّل خواهم فرستاد، آن شخص پيام اسحاق را به ابراهيم رسانيد و دنيا بر وى تنگ آمد تا اينكه از مطالبه دست برداشت و آنچه از اشعار نزد وى بود گرفت و با يك ديگر سوگند ياد كردند كه نه اين مطالبه مالى كند و نه او بخليفه چيزى گزارش كند.
صولىّ گويد: يحيى بن علىّ منجّم گفت: من پيغام هر يك از اين دو؛ يعنى اسحاق و ابراهيم را بآن ديگر ميرساندم تا اينكه اوراق شعر را از اسحاق گرفتم و بابراهيم داده و او همه آنها را در پيش روى من آتش زد.
باز صولىّ ادامه داده گفت: احمد بن ملحان برايم نقل كرد كه ابراهيم بن عبّاس دو پسر داشت بنام حسن و حسين كه كنيه آنان ابو محمّد و ابو عبد اللَّه بود، و چون متوكّل عبّاسى بخلافت رسيد، ابراهيم نام پسر بزرگش را كه حسن بود تغيير داده و اسحاق كرد، و نام آن فرزند كوچكترش را كه حسين بود تبديل به عبّاس نموده و كنيهاش را- از ترسى كه از آن خليفه (ناصبى مذهب) داشت- نيز ابو الفضل كرد.