ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٢١ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
بدست آورده است، پس با اين وصف چرا مدح علىّ بن موسى را ترك كردهاى و از صفات ممتازى كه در او جمع است چيزى نمىگوئى، من در پاسخ ايشان گفتم قدر آن ندارم و مرا راهى نيست كه امامى را كه جبرائيل خادم جدّ بزرگوارش بوده مدح گويم.
مأمون چون اين بشنيد احسنت گفت، و بمقدارى كه به تمامى شعرا صله و انعام داده بود باو داد، و بر همه آنان ويرا برترى داد.
مأمون چون اين بشنيد احسنت گفت، و بمقدارى كه به تمامى شعرا صله و انعام داده بود باو داد، و بر هم آنان ويرا برترى داد.
١٠- حسين بن ابراهيم مكتّب- رحمه اللَّه- به سند متن نقل كرد كه ابو نواس روزى نظر به على بن موسى عليهما السّلام افكند در موقعى كه حضرتش از نزد مأمون بيرون آمده و بر استرى سوار بود، پيش آمده و بر او سلام كرد و عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه! من در باره شما چند بيت سرودهام دوست داشتم آن را از من بشنوى، حضرت فرمود: بگو. ابو نواس شروع كرده گفت:
|
مطهّرون نقيّات ثيابهم |
تجري الصّلاة عليهم اينما ذكروا |
|
تا آخر اشعارى كه در متن ذكر شده است كه ترجمه آن چنين است: