ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٨٨ - باب ٤١ طلب باران حضرت - بدرخواست مأمون - و نشاندادن قدرتهاى الهى در اجابت دعاى او و هلاكت و رسوائى مخالفان و منكران شخصيت او
عاقبت تو را بخير كند، و در حساب با تو سخت نگيرد، خداوند دعاى آن مرد را در حقّ وى مستجاب ساخت، و اين مرد را خداوند عاقبت بخيرش نكرد مگر بدعاى آن مؤمن، و اين كلام رسول خدا ٦ به آن مرد- شخصى كه در بارهاش گفته بودند هلاك شد- رسيد و توبه كرد و بعمل گرائيد تا هفت روز نگذشته بود تا اينكه باطراف مدينه شبيخون زدند و اموالى ربودند، رسول خدا ٦ جماعتى را بتعقيب آنان فرستاد و اين شخص در آن جماعت بود و كشته شد.
امام محمّد بن علىّ بن موسى عليهم السّلام فرمود: خداوند- عزّ و جلّ- بسبب دعاى رضا ٧ بركت را بر بلاد افزود. يكى از وابستگان مأمون اميد ميداشت او را بولايتعهدى برگزيند، نه حضرت رضا ٧ را، و جماعتى در اطراف مأمون بودند كه همگى بر امام حسد ميورزيدند، يكى از آنان بمأمون گفت: يا امير المؤمنين بخدا پناهت ميدهم مبادا با اين كارت تاريخ خلافت عبّاسى شوى و اين عمل عظيم تو را، آيندگان مادّه تاريخ قرار دهند، و خود پايان بخش خلفاى عبّاسىّ باشى، چرا كه خلافت، شرف و موجب سربلندى و افتخار بسيار بزرگى است براى بنى عبّاس، و تو موجب بيرون بردن آن از خاندان ايشان