ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٠١ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
خود را در ميان مردم ميدانى، اكنون بيرون آى و خود را معرّفى كن و ما، مردم را به بيعت با تو ميخوانيم و قطعا كسى مخالفت نخواهد كرد، محمّد ابتدا نمىپذيرفت، لكن مرتّب فرزندش علىّ و حسين بن حسن افطس بوى اصرار كردند تا حاضر بقيام شد، و شرح حال او را خطيب در تاريخ بغداد ج ٢ از ص ١١٣ الى ١١٥ آورده است:
گويد: مأمون جنازه وى را كه ميبردند خود را بدان رسانيد و پياده شد و بر او نماز خواند و جنازهاش را مشايعت كرد تا او را بخاك سپردند، و چون باو گفتند شما خسته مىشويد خوب است سوار شويد، گفت:
نه، اين رحمى است كه مدّت دويست سال است قطع شده است».
دلالت ديگر:
٩- احمد بن محمّد بن يحيى العطّار- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از محمّد بن أثرم نقل كرده كه محمّد بن اثرم- همو كه در زمان ابو السّرايا رئيس شهربانى محمّد بن سليمان علوىّ بود- گفت: اهل بيت محمّد و غير آنان از قريش در شهر مدينه گرد او اجتماع كرده و با او بيعت كردند، و از او خواستند كه كسى را بسراغ ابو الحسن الرضا ٧ بفرستد، و گفتند او طرفدار ماست و امر ما و او يكى است، محمّد بن سليمان گفت: نزد او برو و سلام ما را برسان و باو