ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٧٢ - باب ٥٨ گفتگوى آن حضرت با برادرش زيد، هنگامى كه در مجلس مأمون فخر ميفروخت، و سخنان آن حضرت در باره بدرفتارى با شيعيان
شود در اين صورت تو در نزد خداوند گراميتر خواهى بود، بخدا سوگند هيچ كس جز از راه طاعت به آنچه نزد خدا است نخواهد رسيد، و تو مىپندارى با معصيت بدان ميرسى، پس گمان تو بدگمانى است، زيد گفت:
من برادر شما هستم و پسر پدرت ميباشم، حضرت ٧ در پاسخش گفت: تو برادر منى هنگامى كه خداوند عزّ و جلّ را اطاعت كنى، چون نوح ٧ گفت:
رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ (پروردگارا! پسر من از اهل من است و وعده تو حقّ است و حكم تو بهترين حكمها است- هود: ٤٥)، خداوند در پاسخش فرمود: يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ (اى نوح او از اهل تو نيست او عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ است) پس خداوند او را چون معصيتكار و نافرمان بود از نوح ندانست.
٥- تميم بن عبد اللّه قرشىّ- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از ابو الصّلت هروىّ روايت كرده كه گفت: از حضرت رضا ٧ شنيدم كه از پدرش حديث ميكرد كه اسماعيل به پدرش امام صادق ٧ گفت: اى پدر- جان، نظر شما در باره گنهكار از ما خاندان و گنهكار از غير ما خاندان