ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١١ - باب ٤٣ اشعارى كه در باره حلم و سكوت در مقابل جاهل و ترك عتاب دوست و جذب دشمن تا آنكه دوست شود، و پرده پوشى فرموده است
عليهما السّلام حاضر بوديم، مردى از برادرش گله داشت و بحضرت از او شكايت ميكرد، و آن بزرگوار اين اشعار را براى او خواند:
|
اعذر اخاك على ذنوبه |
و استر و غطّ على عيوبه |
|
تا آخر سه سطر مذكور در متن كه ترجمه آن اينست:
١- برادرت را در زلّات و كارهاى نادرستش معذور بدار و بر او خرده مگير (و بگو شايد عذرى در ارتكاب آن داشته است) و بپوشان و پرده كش بر روى اعمال نادرست و قبيحش.
٢- و اگر بيخرد و نادانى بر تو بهتانى بست و ناحقّى گفت، شكيبائى كن، و همچنين بر حوادث سخت روزگار كه پيش مىآيد.
٣- و از روى بزرگى و آقائى خود جواب او را مده و او را رها كن، و ستمكار را به آنكه حساب او و همه در دست اوست واگذار.
٥- محمّد بن موسى بن متوكّل (رضي الله عنه) بسند مذكور در متن از ريّان بن صلت روايت كرد كه حضرت رضا ٧ اين اشعار را در باره عبد المطّلب براى من خواند:
|
يعيب النّاس كلّهم زمانا |
و ما لزماننا عيب سوانا |
|
با سه بيت ديگر كه در متن آمده و ترجمه اشعار چنين است:
١- مردم، زمانه را مرتّب عيب مىكنند و بد مىگويند، امّا ما خود عيب