ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١٢ - باب ٤٣ اشعارى كه در باره حلم و سكوت در مقابل جاهل و ترك عتاب دوست و جذب دشمن تا آنكه دوست شود، و پرده پوشى فرموده است
زمانه شده ايم و جز بودن ما زمانه عيبى ندارد.
٢- زمانه و روزگار را انتقاد مىكنيم، لكن عيب در ماست، چنان كه اگر زمانه زبان داشت ما را هجو ميكرد و رسوا ميساخت.
٣- همانا گرگ رقيب خود را كه ميدرد گوشت آن را نمىخورد، ولى از مردم بعضيشان علنى ديگرى را ميخورد- و ظاهرا مراد از خوردن يك ديگر غيبت باشد-.
٤- ما ظاهر خود را براى فريب مردم بوضع صالحى مىآرائيم، واى بحال آن بدبختى كه غريب باشد، ما را نشناسد و فريب خورد.
٦- ابو العبّاس طالقانىّ (ره) بسند مذكور در متن از هيثم بن عبد اللَّه روايت كرد كه حضرت رضا از اجدادش از امير مؤمنان ٧ اين رباعى را نقل كرد:
|
خلقت الخلائق في قدرة |
فمنهم سخىّ و منهم بخيل |
|
|
فأمّا السّخى ففي راحة |
و امّا البّخيل فشوم طويل |
|
يعنى: خداوندا مردم را بر يك فطرت آفريدى ولى بعضى دست و دل باز و بخشنده و پارهاى خسيس و تنگنظر، و امّا آنكه سخى است پس در كمال