ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٥١ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
هر كس نابود شود پس از نمودارى حقّ از باطل، و زنده شود هر كس زنده ماند پس از روشن بودن و آشكارا نمودن درست از نادرست، و براستى كه خداوند شنوا و داناست.
و باز سپاس خداوندى را كه اهل بيت رسولش را مواريث نبوّت عطا فرمود (يعنى رهبرى را ويژه آنان كرد) و علم و حكمت را نزد ايشان بوديعت نهاد، و آنان را كانون امامت و رهبرى و امارت بر مردم كرد و دوستى ايشان را بر همه واجب ساخت، و محلّ و مقام آنان را بالا و والا قرار داد، و پيامبرش را امر كرد كه از امّت مودّت و دوستى آنان را بخواهد؛ چنان كه گفت: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى (بگو من از شما اجر و مزد رسالت نمىخواهم (زيرا اجر من بر فرستنده من است) لكن شما را سفارش مىكنم كه با ذوى القرباى من مهر و محبّت و دوستى كنيد- شورى: ٢٣)، و آنچه را كه ايشان را بدان وصف كرد از دورى از پليدى، و معرّفى پاكى و پاكيزگى آنان در كلام خود كه فرمود: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (جز اين نيست كه خداوند چنين خواسته است كه شما از هر پليدى پاك بوده، شما را طاهر و مطهّر نگه دارد- احزاب: ٣٣).
سپس اينكه مأمون نسبت به عترت پيغمبر ٦ به نيكى رفتار نمود، و رابطه خانوادگى و رحمى كه قطع شده بود، او وصل كرد، و انس و محبّت