ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٥٢ - باب ٦٦ ثواب زيارت امام على بن موسى الرضا
براى اخذ صله بدينجا نيامدهام و اين قصيده را بطمع مال نسرودهام، و مال را نستاند و ردّ كرد، و تقاضاى جامهاى از جامههاى آن حضرت را نمود كه بدان تبرّك جسته و خود را مشرّف بآن جامه نمايد، پس امام ٧ جبّهاى خزّ با همان كيسه زر توسّط خادمش به او عطا فرمود، و خادم را دستور داد به دعبل بگويد كه اين مال را بپذيرد زيرا بدان محتاج خواهد شد، و آن را باز نگرداند، دعبل سرّه زر را با آن جبّه پذيرفت، و بسوى مرو با قافلهاى بيرون آمد، و چون به «ميان[١] قوهان» رسيدند- كه نام موضعى است نزديك طوس-، راهزنان قافله را ربودند و تمامى اموال را تصرّف كردند، و اهل قافله را اسير كرده كتفهاى آنان را بستند، و دعبل خود از كسانى بود كه دستگير شده و كتف او را بسته بودند، و حراميان مشغول تقسيم اموال شدند. در ميان دزدان مردى باين شعر دعبل تمثّل جست:
|
أرى فيئهم في غيرهم متقسّما |
و أيديهم من فيئهم صفرات |
|
دعبل از وى اين شعر را شنيد، از آن مرد پرسيد اين شعر از كيست؟ مرد گفت: از يك شخصى است كه از قبيله خزاعه ميباشد و او را دعبل بن علىّ
[١]- لفظ« ميان» بكسر ميم پيشوندى است كه به مواضعى در نيشابور اطلاق ميشد كه قصرهاى آل طاهر بن الحسين( ذو اليمينين) در آنجا بوده است.