ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٣٧ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
الصّلت كه از كارگزاران حسن بن سهل بود، و نيز پدرم از محمّد بن عرفه راشدى و صالح بن سعيد راشدى كه تمامى اينان اخبار ابى الحسن ٧ را براى ما شرح دادند و گفتند: چون امر امين تمام شد و مأمون بر اريكه خلافت مستقرّ گرديد، به حضرت رضا ٧ نامه نوشت و او را بخراسان دعوت كرد، آن حضرت بعذرهاى بسيارى از پذيرفتن اين دعوت امتناع ورزيد، مأمون دست برنداشت و مكرّر با حضرت مكاتبه كرد بحدّى كه امام فهميد وى دست بردار نيست، ناچار از مدينه خارج شد در حالى كه فرزندش ابو جعفر ٧ هفتمين سال عمرش بود و مأمون باو نوشت كه از راه كوفه و قم مسافرتت را قرار مده، پس حضرت را از طريق بصره و راه اهواز و فارس تا بمرو رسيد حركت دادند، و چون بمرو وارد شد مأمون منصب خلافت و امامت را بر او عرضه داشت، و امام ٧ ابا فرمود و نپذيرفت و در اين موضوع گفتگو ميانشان بسيار شد و تا مدّت دو ماه مأمون اصرار ميكرد و حضرت نمىپذيرفت و مرتّب پيشنهادش را ردّ مىكرد، و چون در اين امر كلام بدرازا كشيد، مأمون ولايتعهدى را پيشنهاد كرد، حضرت آن را ردّ نكرد، امّا فرمود: با شروطى كه ميپرسم، مأمون گفت: هر چه ميخواهى بپرس، گفتند: حضرت مرقوم داشت كه من ولايتعهدى را مىپذيرم