ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٧ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
باره علىّ روايت كردهاند قبول كنيد، و از آن نگذريد.
راوى گويد: همه سر بزير افكندند، و مأمون پرسيد: چرا ساكت شديد؟! گفتند: ما حرفمان را تمام كرديم، مأمون گفت: اكنون من از شما ميپرسم:
بگوئيد در هنگامى كه خداوند رسولش را مبعوث فرمود و رسالت تبليغ شد، چه عملى ثوابش از همه اعمال بيشتر بود؟ گفتند: پيشى گرفتن در قبول اسلام، زيرا خداوند متعال مىفرمايد: السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (آنان كه پيشى گرفتند بايمان برسول خدا و آئين اسلام بدرگاه خدا، اينان مقرّبند- واقعه ١١).
مأمون گفت: آيا كسى قبل از علىّ اسلام آورده بود؟ اگر سراغ داريد بگوئيد، گفتند: اين درست است امّا هنوز كودك بود، ولى ابو بكر سالمند و داراى عنوان بود، و ميان اين دو حالت (كودكى و سالمندى) تفاوت است، و روى ايمان ابو بكر ميتوان حساب كرد، امّا ايمان علىّ را بدليل اينكه بالغ نبوده نميتوان بحساب آورد، مأمون گفت: بگوئيد آيا اسلام علىّ از ناحيه الهام بود كه از سوى خدا به او شده بود، يا بصرف دعوت پيغمبر ٦؟ پس اگر بگوئيد به الهام بود، او را بر رسول خدا تفضيل دادهايد، زيرا آن حضرت ملهم نشد، بلكه جبرئيل آمد و پيام خداوند را باو رسانيد و اگر بگوئيد: نه، بدعوت پيامبر بود، پس بگوئيد: آيا دعوت پيغمبر از جانب خود بود يا بأمر خدا؟ اگر بگوئيد: