ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣١٦ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
امير المؤمنين را واداشت كه در شورا (شش نفرى) شركت نمايد.
٥- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رضى اللَّه عنه- از قمّى از پدرش از عبد السّلام هروى روايت كرد كه گفت: حضرت رضا ٧ در اين امر (ولايتعهدى) از روى طوع و رغبت داخل نگشت، بلكه با كمال اكراه و اجبار از مدينه او را بكوفه بردند، و از آنجا از راه بصره و فارس بسوى مرو كشاندند.
٦- حسن بن يحيى علوىّ- رضى اللَّه عنه- در بغداد از جدّش از موسى بن سلمه برايم روايت كرد كه گفت: من با محمّد بن جعفر در خراسان بودم شنيدم ذو الرّياستين فضل بن سهل (هم رئيس الوزراء و هم وزير جنگ) روزى خارج شده گفت: من چيزى شگفت مشاهده كردم، بپرسيد مرا چه ديدى؟ گفتند: خداى تو را سلامتت بدارد چه چيز ديدى؟ گفت: ديدم مأمون به علىّ بن موسى ميگفت: من در نظر گرفتهام كه خود را از خلافت خلع كنم و ولايت امور مسلمين را بتو واگذار نمايم، و آنچه بعهده دارم بگردن تو اندازم، و ديدم كه علىّ بن موسى در